پژوهشگر ژرف انديش و جامعه شناس نامي ايران دكتر اميرحسين آريانپور، پس از يك دوره
بيماري طولاني و جانكاه پاركينسون، سرانجام در 8 مرداد 1380 قلم و كتاب را بر زمين
گذاشت و از جهان خاكي رخت بربست.
وي نزديك به 77 سال عمر كرد. طبق شاخص جمعيتي ما ، اين عمري طبيعي است. ولي مرگ كسي
چون استاد آريانپور به راستي خيلي زود بود هر چند با كوششهاي ثمر بخش و خستگي
ناپذير عمري پربار و تاثير گذار را سپري كرد.
از استاد آثار ارزشمندي به يادگار مانده است، كتاب «زمينه جامعه شناسي» نمونه بارزي
از بيان محكم انديشة ژرف، و ذهن منظم ايشان است كه اوايل دهه 1340 منتشر و تاكنون
بارها تجديد چاپ شده است.
اين كتاب ، «ترجمه و اقتباس» از يك اثر به زبان انگليسي است. در ترجمه و تدوين
كتاب، راه و روش فارابي و بوعلي سيناها دنبال شده است، به اين معني كه فراتر از اصل
اخلاقي «امانت داري در ترجمه» معيارهاي ديگري از قبيل سودمندي، واقع بيني، اثر
بخشي، و تعهد و مسئوليت علمي نيز رعايت شده است. ذهن استدلالي و انديشة انتظامه
يافته مترجم، كتاب را از هر گونه لفاظي و بازي با كلمات مصون داشته است. اثر مزبور
كه گنجينه اي از مفاهيم عمدة جامعه شناسي است، از لحاظ انتخاب معادل مناسب و توصيف
رسا، همواره الگويي آموزنده براي دانش پژوهان جامعهشناسي بوده است.
اين روزها در نشريه هاي ادواري، مطالبي چند درباره شان علمي و مقام اخلاقي دكتر
آريان پور انتشار يافته است. براي نمونه، استاد «مهدي محقق» شرحي كوتاه و قابل توجه
دربارة زندگي و بالندگي آن انديشمند در روزنامة اطلاعات (10 مرداد 1380) به چاپ
رسانده كه علاقمندان را به مطالعة اين مطلب سفارش مي كنيم.
استاد آريان پور، تحصيلات دانشگاهي را با فلسفه آغاز كرد و سپس براي ارضاي ذهن پويا
و جستجو گر خويش راهي دانشگاههاي خارج از ايران، از جمله بيروت و سپس آمريكا
(پرينستون) شد، اما به نظر مي رسد جهان بيني غالب در جوامع غربي، نيازشان را
برنياورده و روح نقاد آزادانديش وي، تحمل محيط دانشگاهي آن سوي دنيا را برنتابيد و
به ايران بازگشته و مدارج عالي علمي را در داخل سپري كرد.
اين پژوهشگر ژرف بين، توسعة انديشة جامعه شناسي را بر بستر مطالعات فلسفي، تاريخي و
ادبي دنبال مي كرد. چنان كه پايان نامه دكتري ادبيات ايشان، زمينه اي براي تهية
مقالات بعدي به ويژه كتاب «جامعه شناسي هنر» گرديد. به گفتة استاد محقق، دكتر
آريانپور در دورة دانشجويي مورد توجه فضلايي مانند استاد بديعالزمان فروزانفر و
استاد جلال همايي بوده و آن بزرگواران براي دانشجوي استثنايي خود احترام خاص قايل
بوده اند.
استاد آريان پور، خصايل انساني والايي داشت و معلمي كم نظير بود. چون ميدانست در
فضاي آموزشي و در مقام معلمي، شخصيتي اثر گذار است، كوچكترين رفتار معلمي ايشان،
مستمع را به ياد حلقه هاي درس سقراط مي انداخت. ذهن منطقي، روش منظم، دقت علمي،
آزادانديشي عدالت خواهي و ستم ستيزي از ويژگيهاي بارز ايشان بود از همه مهمتر،
استقلال فكري ، تعهد اخلاقي و منش معلمي ايشان به اندازه اي برجسته بود كه دريغ است
هويت جامع آن استاد را با معيارهاي قالبي اين يا آن «ايسم»اندازه گيري كنند.
براي نويسنده اين سطور بسيار مشكل است كه در اين مقال و مقام، يادمان شخصيت بزرگي
چون استاد آريان پور را چنان كه پسند اهل علم و مناسب شأن ايشان باشد به تصوير بكشد
براي اطلاع دانشجويان جوان امروز يادآوري ميكند كه علاوه بر مقاله هاي متعدد و
مصاحبههاي سنجيده كه از آن استاد به چاپ رسيده، كتابهاي: «در آستانة رستاخيز
(1329)»، «زمينة جامعه شناسي (1343)»، «جامعه شناسي هنر (1354)»، «ايبسن آشوب گراي»
همراه با «ترجمة نمايشنامة دشمن مردم (1348)»، «پژوهش (1354)» و ترجمه هايي از قبيل
«سير فلسفه در ايــران (1357)» و يك جلد از «مجموعة تاريخ تمدن ويل دورانت» از آثار
ماندگاري است كه بيشتر آنها چندين بار تجديد چاپ شده. همچنين كتاب «فرويد و
فرويديسم» از آثار تحقيقي ايشان است. سرآمد آثار نامبرده، «فرهنگ فلسفي – علوم
اجتماعي» است كه استاد عمري را صرف آن كرده و تا آخرين روزهاي زندگي، فارابي وار به
اين كار ادامه داد. منتظر انتشار اين اثر بزرگ هستيم، يادشان گرامي باد.