به يا د استاد امير حسين آريان پور از پيشگامان علوم اجتماعي در ايران
دانشوري جامع و پژوهشگري دقيق
خبر باورنکردني بود؛ دكتر امير حسين آريانپور جامعه شناس، منتقد ادبي و پژوهشگر
معاصر در گذشت. يادم است نخستين و آخرين باري كه استاد را ديدم، هنگامي بود كه به
همراه دو تن از دوستان در اسفند ماه پارسال براي ديدار وي به خانه اش رفتم . هنگامي
كه استاد را به رغم رنج ناشي از بيماري در همراهي همسرش ديدم – همچنانكه انتظار
داشتم – او را فرزانه مردي استوار و فروتن يافتم. استاد با گرمي و لبخند ما را
پذيرفت. به خاطر ندارم چند ساعتي در آنجا بوديم، اما هر چه بود زود گذشت و تا اين
كه …!
خدمات فرهنگي و فكري استاد امير حسين آريان پور را در طول چندين دهه نويسندگي ،
پژوهشگري و استادي ميتوان بدين گونه بيان داشت:
طرح و نگارش كتابهاي نوبه ويژه در زمينه جامعهشناسي، مي توان گفت نخستين كتاب
جامعه شناسي مدون و علمي را زير عنوان «زمينه جامعه شناسي» نوشته اگ برن و نيمكوف
به بازار كتاب در آورد.
امتياز اين كتاب و رشته مقالههايي كه بعدها در مجله ها و نشريه پيگرفته شد، نشان
از درك پويا و ژرف استاد از علم جامعهشناسي داشت. دكتر آريانپور جامعهشناسي را
دانش رهايي انسان از بندهاي محدود كننده آزادي وي مي دانست . از اين رو هميشه در
گفتوگوها و سخنرانيهايش بر برخي گرايشهاي رايج جامعهشناختي در غرب كه به جاي
توجه به شناخت و فهم عيني و بنيادين قانون ها و تحولات اجتماعي انسان، به مسائل
پراكنده و ظاهري زندگي اجتماعي مي پرداختند، خرده مي گرفت . نيز در همين راستا بود
كه با نگارش پاياننامه دكتري «ادبيات از ديد پويايي و ايستايي» كه زير نظر شادروان
پرويز خانلري به دفاع از آن پرداخته بود، طرح نخستين ديدگاه در زمينه جامعه شناسي
هنر و ادبيات را در انداخت. از ديگر كارهاي استاد در حوزه نقد هنري و ادبي مي توان
به كتاب «ايبسن آشوبگرا» كه اثري است در نقد و بررسي نمايشنامههاي اين نويسنده
نروژي نام برد. دكتر آريانپور، پيش از اين نمايشنامه «دشمن مردم» ايبسن را نيز
ترجمه كرده بود. از جمله ، ديگر كارهاي استاد آريان پور در حوزه نقد هنري و البته
از ديدگاه متفاوتتر يعني نقد روانكاوانه، كتاب «فرويد و فرويديسم» وي بود كه در
شرح رهيافتهاي روانكاوانه فرويد و جريانهاي پس از وي و آنگاه تحقيق برخي از جنبه
هاي ادبيات فارسي از آن ديدگاه پرداخته بود. در طول نگارش كتابهاي ياد شده بويژه
آنهايي كه از چشم اندازي نظري برخوردار بودند، استاد به واژه سازي در برابر واژه
هاي جامع شناختي، روان شناختي و فلسفه روي آورد.
يكي از ويژگيهاي دكتر آريانپور، خودسنجشگري و خودپرسشگري بود. بدين معنا كه استاد
نه تنها هر گونه نقد را نسبت به كتابها و انديشه هايش پذيرا بود، بلكه هرگاه كتابي
مي نوشت، پس از چندي كه از نگارش آن مي گذشت، خود، يادداشتي تكمله اي مبني بر نقد و
بيان كاستي هاي آن مي نگاشت.
در توجه به ميراث فكري و فرهنگي اسلامي ايران ، استاد آريان پور نيز از جمله
پيشگامان بود، به گونه اي كه افزون بر تدريس فلسفه و فرهنگ اسلامي در دانشگاه
تهران، كتاب خواندني «سير فلسفه در ايران» نوشته علامه اقبال لاهوري را به فارسي
برگرداند.
توجه به معيارهاي دقيق و علمي پژوهشي از ديگر ويژگيهاي استاد بود. در همين زمينه
كافي است به كتاب «آئين پژوهش» وي مراجعه شود. استاد در اين كتاب كوشيده تا روشهاي
يك پژوهش درست و دانش ورانه را بر پايه مرجعگزيني دقيق و ارائه علمي و مستند مطالب
بدست دهد.
و آخرين اثري كه استاد در دست نگارش و پژوهش داشت و گويا مرحلههاي پاياني خود را
مي گذراند، فرهنگ چند زبانه علوم انساني (انگليسي، فارسي، آلماني و فرانسه و گاهي
برابرهاي عربي و روسي) بود، ولي دريغ كه عمر استاد بيش از اين نپاييد و خيلي از
دوست داران و دانشجويانش را تنها گذارد، يادش گرامي باد.