گزيده نوشته ها » مطبوعات داخل کشور
  • نشريه چيستا
    سال نوزدهم، شماره رديف 181، مهر 1380.

    خاطره‌هايي از استاد دكتر امير حسين آريان پور (دكتر يوسف فضايي)
    من خاطره‌هاي زيادي از استاد امير حسين آريان‌پور، به عنوان استاد- شاگردي، از سال‌هاي پيش دارم. از سال 1338 تا پايان دوره‌ي دكترا در سال 1356 در دانشكده الاهيات دانشكده تهران، در دروس تاريخ فلسفه، روان شناسي و زبان انگليسي به عنوان شاگرد ازمحضر ايشان استفاضه مي‌كردم؛ از اين رو، در آن مدت (حدود ده سال) خاطره‌هاي نزديكي از ايشان دارم. به اين مناسبت «مجله‌ي علمي چيستا» به سائقه‌ي اين كه من مدت‌ها دانشجوي او بودم، از من خواست تا به خاطره‌هاي خود از دكتر آريان پور اشاره كنم، اكنون مختصري از آن خاطره‌ها از نظر خوانندگان محترم مي‌گذرد.
    زنده ياد دكتر آريان پور، از آغاز تحصيلات دانشگاهي تا پايان بازنشستگي در سال 1359 خورشيدي، با سياست رژيم پهلوي مبارزه مي‌كرد و مي‌توان گفت مطالب كتاب «در آستانه‌ي رستاخيز» او در ارتباط با آن موضوع نوشته شده است. او به پيشرفت علمي و صنعتي ايرانيان، به ويژه دانشجويان دانشكده‌هاي كشور، بسيار علاقه‌مند بود؛ به علت همان مبارزه‌ي سياسي با ايادي رژيم پهلوي، هميشه مورد فشارهاي سياسي و محدوديت‌هاي شغلي قرار داشت؛ از اين رو چند بار به زندان افتاد و يا حقوقش قطع شد. لذا از دانشگاه تربيت معلم و دانشكده‌ي هنرهاي زيبا به منظور محدود ساختن و تحت نظر قرار دادن او، وي را به دانشكده‌ي الاهيات دانشگاه تهران، كه ساختمان آن خارج از محوطه‌ي دانشگاه بود، منتقل كردند. زنده ياد فروزان فر، رييس دانشكده‌ي الاهيات او را با احترام در دانشكده پذيرفت؛ گذشته از آن، در دانشكده‌ي الاهيات هم هميشه تحت نظر دولت و اطلاعات بود! ولي هميشه سعي مي‌كرد جوانان را علمي انديش گرداند.

    رشته‌هاي تحصيلي استاد آريان پور
    زنده ياد دكتر آريان‌پور در سال 1303 خورشيدي متولد و پس از اتمام دوره‌ي دبيرستان با خانواده‌اش به تهران منتقل شد و در دانشكده‌ي ادبيات دانشگاه تهران به تحصيلات دانشگاهي در رشته‌ي ادبيات فارسي پرداخته است، در نهايت وارد دوره‌ي دكترا در آن رشته شد و با نوشتن تز دكترا تحت عنوان «جامعه شناسي هنر» به اخذ درجه دكترا نايل آمد.
    پس از آن در دانشگاه بيروت و آمريكا در رشته‌ي جامعه شناسي مدرك دكترا گرفت و به ايران برگشت؛ و در دانشگاه تربيت معلم استخدام شد و تدريس تاريخ هنر، جامعه شناسي، روان شناسي و فلسفه غرب را به عهده گرفت و ضمن تدريس به تحقيق و تاليف وترجمه پرداخت و با سخنراني‌هاي علمي دانشجويان را هدايت مي‌كرد.
    به تصديق غالب اهل علم وصاحب نظران و با در نظر گرفتن آثارعلمي استاد آريان‌پور، به طور كلي او در رشته‌هاي علوم انساني (ادبيات، روان شناسي، جامعه شناسي، هنر، فلسفه‌ي غرب و زبان انگليسي وچند زبان ديگر) به معناي درست كلمه استادو صاحب نظر بود و محضر او براي همه- دانشجو و غير دانشجو- قابل استفاضه بود، از كلاس‌هاي درس او در دانشكده‌هاي مختلف – به ويژه در دانشكده‌ي الاهيات كه ما در آن جا دانشجو بوديم- اغلب غير دانشجو از افراد علم دوست، به عنوان مستمع آزاد، پر مي‌شد؛ به طوري كه جاي نشستن نمي‌ماند. بيانات علمي او چنان جامع و شفاف و بليغ و فصيح بود كه همه استفاده مي‌كردند؛ زيرا مطالب علمي و اجتماعي را با عبارت‌هاي همه فهم بيان مي‌كرد.

    آريان‌پور مُبادي آداب و اخلاق
    گذشته از جنبه‌ي علمي و تبحر آريان پور در علوم انساني، او شخصي متواضع و تجسم ادب و اخلاق نيك، يعني مُبادي آداب و اخلاق بود. ما دانشجويان هيچ وقت نديديم كسي پيش از او اقدام به سلام كند؛ بلكه متواضعانه هميشه به سلام و احوال‌پرسي مبادرت مي‌كرد؛ در عين داشتن عزت نفس، اغلب شكسته نفسي مي‌كرد وخود را از صفات رذيله وكبر و خود بزرگ بيني دورنگه مي داشت؛ نسبت به همه كس، حتا مخالفش، خيرخواه ومتواضع بود؛ هيچ وقت دچار عصبانيت نمي‌شد.
    استاد آريان‌پور،مطالب علمي را با بيان ساده و روان توضيح مي‌داد؛ اغلب در آثار خود- به ويژه در مسايل جامعه شناسي، روان شناسي و فلسفه‌ي غرب- اصطلاح‌هاي فارسي مناسبي، مانند اصطلاحات پويا، روان پريشي، روان‌نژندي، بوم شناسي، خردگرايي و جز آن‌ها به كار مي‌برد؛ يعني اين اصطلاح‌ها را در علوم انساني او وضع كرد. از اين رو در آثار خود صدها اصطلاح علمي مناسب وضع كرده است. چون به ادبيات فارسي و اصطلاح شناسي مسلط بود، مطالب علمي را با بيان رسا و روان، يعني بليغ وفصيح، توجيه مي‌كرد؛ در مباحثات علمي وتوجيه مسايل جامعه شناسي، با اخلاق پسنديده وارد مطلب مي‌شد؛ به عبارت ديگر: با بيان مستدل و منطقي توام با ادب و اخلاق نيك مخالف ومخاطب خود را قانع مي‌كرد و به همان شيوه به پرسش‌هاي علمي دانشجويان پاسخ مي‌داد؛ از اين رو دانشجويان او را دوست مي‌داشتند. او علم واخلاق را توام كرده بود.
    او بسيار خراج و ايثارگر بود. با اين كه مدت‌هاي مديد حقوق استادي مي‌گرفت (حقوق استادي در آن زمان به نسبت زياد و مكفي بود) و در دهه‌ي پنجاه ساعات زيادي حق تدريس هم مي‌گرفت، واز حق تاليف و ترجمه‌ي زياد هم استفاده مي‌كرد، درآمدهاي خود را به محتاجان، بلاعوض مي‌بخشيد؛ از اين رو زندگي درويش‌وار داشت: وسايل خانه‌اش بسيار ساده و پارسايانه بود و در يك آپارتمان محقر اجاره‌اي زندگي مي‌كرد. زيرا از قرار مسموع هرچه به دست مي‌آورد، به مستمندان و جواناني كه احتياج داشتند مي‌بخشيد؛ به طور خلاصه او يك انسان فرهيخته، فيلسوف و جامعه شناس برجسته‌اي بود كه قدر او را نشناختند.

    بعضي آثار علمي استاد آريان‌پور
    استاد آريان‌پور آثار علمي وزيني به صورت تاليف و ترجمه دارد كه اغلب آن‌ها بارها تجديد چاپ شده است، كه مهمترين آن‌ها، كه در خاطر دارم، عبارتند از:
    1-كتاب «در آستانه‌ي رستاخيز» كه در حدود 200 صفحه مطلب دارد. شامل انواع جهان‌بيني‌هاي كهنه و نو، علمي و فلسفي و توجيه بعضي تحولات تاريخي است كه چاپ اول اين كتاب در سال 1330 خورشيدي توسط انتشارات ابن سينا، و چاپ دوم آن در سال 1357 توسط انتشارات امير كبير منتشر شده است.
    2-كتاب «بزرگ مردان تاريخ» اقتباس ا. ح. آريان‌پور است كه تا كنون چهار بار توسط انتشارات «نگار» چاپ شده است. چاپ اول آن در سال 1332 خورشيدي و چاپ چهارم آن در سال 1371 بوده است.
    3-جلدهاي سوم و چهارم «تاريخ تمدن ويل دورانت» به نام‌هاي ژاپن وچين توسط استاد آريان‌پور به فارسي ترجمه شده‌اند.
    4-كتاب دو جلدي «فرويد و فرويديسم» است كه در آن مسايل روانكاوي فرويد رابه طور مشروح با قلم و بيان علمي و روان توجيه و تبيين كرده است، كه توسط انتشارات امير كبير تجديد چاپ شده است.
    كتاب «آيين پژوهش» است كه تا كنون سه بار تجديد چاپ شده است و شامل قواعد نگارش و روش‌هاي تحقيق علمي است.
    6-كتاب «جامعه شناسي هنر» است كه در آن با توجيه علمي سرآغاز و تاريخ هنر در جامعه بيان شده است، كه استاد آن را به عنوان تز دكتراي ادبيات خود در دانشگاه تهران نوشته است كه به تازگي نيز در تهران تجديد چاپ شده است.
    7-كتاب بسيار مهم «زمينه‌ي جامعه‌شناسي» شاهكار آريان پور است كه در دهه‌ي پنجاه، هشت بار تجديد چاپ شده است. بنا به اظهار نظر صاحب نظران جامعه‌شناسي، اين كتاب استاد آريان‌پور، در زمينه‌ي خود، علمي‌ترين و جامع‌ترين كتاب جامعه‌شناسي در دهه‌ي پنجاه بوده است.
    8-كتاب «سير فلسفه در ايران» ترجمه‌ي آريان پور است كه سه بار توسط انتشارات امير كبير چاپ و منتشر شده است.
    9-از قرار مسموع،آريان پور از حدود سي سال پيش دست به تاليف يك فرهنگ علوم انساني چهار زبانه زده است. چهار زبانه بودن به اين گونه است كه يك اصطلاح علوم انساني مانند «هنر» و «فرهنگ» را در زبان فارسي از متن‌هاي ادبي مشخص كرده و سپس معادل آن را در زبان‌هاي انگليسي، فرانسوي وآلماني پيدا كرده و شرح داده است؛ گاهي به زبان لاتين، روسي و عربي نيز اشاره كرده است. اين فرهنگ عظيم، درچهار جلد تنظيم شده و به تقريب آماده‌ي چاپ است و منتظر است كه ناشري پيش قدم شود و به چاپ آن اقدام كند. درآن وقت كه دانشجوي او بوديم، درباره‌ي آن كتاب توضيح مي‌داد كه اين فرهنگ (دانشنامه‌ي علوم انساني) شامل حدود پنجاه هزار اصطلاح علمي در رشته‌هاي علوم انساني خواهد بود كه در زبان فارسي تا پنجاه سال نياز محققان علوم انساني را برطرف خواهد كرد.
    غير ازكتاب‌هايي كه در اينجا مورد اشاره قرار گرفتند، چند اثر ديگر نيز از استاد آريان پور در سال‌هاي پيش چاپ و منتشر شد كه من نتوانستم از آن‌ها اطلاع پيدا كنم. گذشته از اين آثار علمي، ايشان مقاله‌هاي متعدد علمي هم در مجله‌هاي علمي كشور -به ويژه پيش ازانقلاب- نوشته و مصاحبه‌هاي علمي داشته است.
    آثار و نوشته‌هاي استاد آريان‌پور براي كساني كه آن‌ها را خوانده‌اند معلوم است كه با قلم و نثر بسيار شيوا و رسا و دور از حشو و زوايد و متين و جذاب نوشته شده است. او در بيان علوم انساني و فلسفه به ويژه جامعه شناسي صدها اصطلاح علمي چنان كه گفتم ساخته و به كار برده است، كه مورد استفاد‌ه‌ي پژوهندگان واقع شده‌اند. براي نمونه براي كلمه‌ي خارجي «سوسياليزم» اصطلاح «جامعه گرايي» را به كار برده و پس‌وند «گرايي» در اصطلاح علمي از ساخته‌هاي اوست.
    سراسر عمر استاد آريان‌پور در پژوهش، تدريس و روشنگري جوانان نسل پيش صرف شد؛ وجودش مانند شمعي بود كه خود مي‌سوخت ولي اطرافش را روشن مي‌كرد؛ پژوهش‌گر و بنيان‌گذار جامعه‌شناسي معاصر، مردي وارسته و مبادي آداب بود كه سعيش مشكور باد!
    استاد آريان‌پور از حدود ده سال پيش دچار بيماري مغزي «پاركينسون» شد؛ ولي از دو سال پيش به علت انزوا وافسردگي، آن بيماري لاعلاج شدت يافت؛ به طوري كه رفته- رفته قادر به حركت نشد؛ ولي همسر فداكارش از او پرستاري مي‌كرد؛ تا اين كه در اواخر تيرماه به علت عارضه‌ي يك بيماري داخلي احتياج به عمل جراحي پيدا كرد، ولي مثمرثمر واقع نشد و درنتيجه درهشتم مردادماه 1380 درگذشت و در جهان دانش معاصر ايران جايش خالي ماند- يادش گرامي باد.
     


     



شرح بخش:

در اين بخش نظرات جامعه مطبوعاتي و بريده هاي روزنامه ها و مجلات در رابطه با استاد به نمايش گذاشته مي شود.
صفحه نخست | اخبار و تازه ها | تالارهاي گفتگو | دفتر يادبود | پست الکترونيکي فارسي | تماس با ما
1382 © کليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت متعلق به موسسه همياري هاي جامعه شناختي دکتر اميرحسين آريان پور مي باشد.