امير حسين آريان پور رفت
پنج صبح هشتم مرداد، دكتر امير حسين آريان پور از ميان ما رفت. به سختي ميتوان
انديشيد كه به اين زوديها كسي بتواند جاي او را پر كند. من از سالهاي سي او را ميشناختم
و در همهي زمينهها مرا راهنمايي و تشويق ميكرد. جالب اين بود كه هيچ چيز از نظر
او دور نبود، با وجود مشغلهي زيادخود، حتا سخن علمي و فني يا رياضيات، محتوا و روش
آن كه به ظاهر مربوط به كار او نبود، فراموش نميكرد و در بارهي آن نظر خود را ميداد.
او به من اطلاع داد كه كتاب «تاريخ قرون وسطي» را كه آقايان انصاري و مومني ترجمه
كرده بودند، منشر شده و در مقدمهي آن نامي هم از من برده اند. در اين سالهاي آخر
كه «چيستا» را منتشر ميكردم، هميشه گله داشت كه مطالبي سنگين دارد. او در واقع
اعتقاد داشت كه بايد بيشتر به فكر افراد كم سواد و زحمتكش بود و مطالب را به گونهاي
تنظيم كرد كه براي آنها قابل فهم باشد، خودش همان گونه مينوشت و نوشتههايش بدون
اين كه درستي خود را از دست بدهد يا دچار سادگي مبتذل شود، براي همهي افراد قابل
درك بود.
در دورهاي از تاريخ ايران، مجموعهاي بزرگ از جوانان ما (و نه تنها جوانان)،
انديشه و درك خود را از جامعه شناسي و تاريخ مديون آريانپور هستند، به گونهاي كه
هيچ كس ديگري را در اين زمينه نميتوان با او مقايسه كرد.
ميخواستيم شمارهي مهرماه را به تجليل و تحليل كارهاي دكتر امير حسين آريانپوراختصاص
دهيم، ولي در اين فاصله او را از دست داديم. بعضي از مقالههاي اين شماره، درزماني
نوشته شده است كه دكتر آريانپور ، زنده بودند.
نامش و اثرهايش هميشه جاودان است